خانه | در مورد ما | خدماتپروژه های دانشجویی  |  مقالات کامپیوتری  |  طراحي  سايت | كاتالوگ الكترونيكي| شركتهاي عضو | نقشه سايت | لينكهاي مفيد | ارتباط با ما | درخواست نمونه پروژه ، سفارش پروژه جدید

علت راه اندازي قسمت خاطرات جنگ در وب سايت

 مردان جنگ مَردند، هرچند اهل جنگند.

مردان جنگ اهل دردند، چون از ديار دردند، از ديار خون و خاک و زخم گذر کرده‌اند.

روزگاری سرعت در رسيدن به خدا را تجربه کرده اند و حال در کوچه پس کوچه های شهر بايد سرکنند.

با مردان جنگ که صحبت کنی، جز رأفت نمی‌بينی. اگر صحبت کنی و صحبت کنند.

مردان جنگ در مقابل خاطرات جنگ مست می‌شوند. ما در برابر خاطرات جنگ بازپرس.

ما می‌گوييم مرديم. اهل جنگ هم نيستيم. اهل صلح و گفتگوييم. اما نمی فهميم که خاطرات يک نفر برايش مهم است. احساسات يک نفر برايش مهم است. با اعتقادات يک نفر نمی‌شود دودوتا چهارتا کرد.

ما می گوييم مرديم، اما چنان با اعمال و رفتارمان زيراب ديگران را می زنيم که دشمن نتواند.

لفظ به درازا نکشد. ما می گوييم مرديم و می گويند آنها مردند.

کم فروش کيست؟

قدر مردان مرد را بدانيم

سلام

راستش را بخواهيد از بچگي خيلي دلم مي خواست كه پاي صحبت كساني كه از جنگ مي آمدند بنشينم و به خاطرات آنها گوش بدهم. گاهي اوقات آنچنان غرق در شنيدن صحبتهاي آنان مي شدم كه واقعا همه چيز را فراموش مي نمودم. البته آنان هيچگاه از درد گلوله و يا تركش ها صحبتي نميكردند. البته فقط به اين دليل كه ما ناراحت نشويم. هميشه در گوشه ابروي اين مردان خمي وجود داشت كه من آن زمان نمي دانستم علت چيست. ولي حالا مي فهمم كه اين خم ابرو مربوط به چه داغهايي است كه در آن مدت كشيده بودند.

چند وقت پيش از يكي از كوچه هاي نزديك خانه رد مي شدم كه يك جانباز را ديدم كه بر روي ويلچر نشسته بود. البته با ايشان آشنايي مختصري داشتم. كمي جلو تر كه رفتم ديدم دو تا از جوانهاي محل بعد از رد شدن اين جانباز ، پشت سر او غيبت مي كنند و او را مسخره مي كنند. خيلي دلم سوخت. چون آن جانباز عزيز بدون هيچ ادعايي به جبهه رفته بود و حتي دو پايش را از دست داده بود. با اين حال واقعا هيچوقت نديدم كه منتي بر سر كسي بگذارد. آنوقت يك سري افراد مانند آن دو جوان امثال اين مردان را به بهاي ناچيزي مي فروشند.

البته اين فقط يكي از دلايل ايجاد اين قسمت در سايت مي باشد. شما به اين مساله توجه كنيد كه آيا تحمل بريده شدن دستتان را داريد؟؟؟؟ يا مثلا وقتي يك تيغ كوچك در پاي شما فرو مي رود چه احساسي به شما دست مي دهد؟؟؟؟ اين مردان جنگ هشت سال در مقابل بد ترين و كشنده ترين سلاحها سينه سپر كردند و خم به ابرو نياورند. حتي بعد از جنگ نيز از اينكه در جنگ شركت نموده بودند احساس غرور و سربلندي مي نمودند. من كوچكتر از آنم كه بتوانم عظمت كاري كه اين دلاور مردان انجام دادند را به تصوير بكشم. ولي سعي مي كنم گوشه اي از اين درياي بيكران را به رشته تحرير درآورم.

به اميد حق

 

نوشته شده در تاريخ 03/06/1384  ساعت 24:14  توسط علي نجف زاده

 

<<<<<<<<بازگشت